2777
2789

کل مشکل زندگیم یه طرف حرف نزدن پسر شش سالمم یه طرف 

7 ماهه دنیا اومد

پسرم ترکی و فارسی رو قاطی کرده درست حرف نمیزنه تند تند میگ اصلاااا متوجه نمیشم چی میگ از مهد زنگ زدن ک نمیتونه حرف بزنه نمیفهمه  

میگن نمیتونه چیزیو مثل بقیه بچه ها توضیح بده

مادرشوهرمم بخاطر غذاب دادن من میگ لاله میگ دیگ حرف نمیزنه 

گفتار درمانی هم شرایطش نیست تو روستاییم 

خیلی گریه کردم بخدا از گریه نمیتونم نفس بکشم 

بخدا کلی نذر کردم ک زبونش باز شه

خیلییی دلم برای پسرم میسوزه

خیلی خوشتیپه خیلی معدبه 

نمیدونم این حرف نزدنش امتحان چیه خدا ازم میگیره

کاش خدا امتحانشو از خودم بگیره نه از بچم

تروقران با گریه ازتون میخام براش دعا کنید زبونش باز شه بقران براش کلی نذر گفتم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خب عزیزم اشتباه کردی هم فارسی یاد دادی هم ترکب زبون مادری و بچه باید اول یاد بگیره نمی‌دونم چرا بعضیا اسرار دارن بچه ترک یا مثلا کرد فارسی حرف بزنه درسته زبون کشورمونه ولی زبون مادری اول یاد بگیره بعد کم کم فارسی یاد بگیره فارسی تو مدرسه هم یاد میگیره

دختر و پسر نازم فرشته های زندگی من 

اره عزیزم معلمشم گفتولی لامصب فضا فضای ترکی هست اصلا یه وضعیه

یه مدت خیلی جایی نرید، خودتون رعایت کنید، تلویزیون و قصه صوتی و شعر براش بذار 

 خداروشکر خونه دار شدیم🥰لطف کنید یه صلوات بفرستین هرچه زودتر قرضامونو بدیم❤️‍🩹هرکی فرستاد بگه براش آیت الکرسی بخونم❤️

عزیزم این چیزی ک بهت میگم خوب بخون قصد نصحیت کردنتو ندارم ولی ناشکر نباش من ۲۹ سالمه ی پسر ۱۴ ساله دارم ک معلول جسمی حرکتیه ن غذاشو ن دستشوی رفتنشون ن هیچ چیز دیگشو نمیتونه انجام بده خودم ب تنهای همشو انجام میدم و خیلیم دوسش دارم عاشقشم انگار ی تیکه از قلبمه ک بیرون افتاده شوهرم بالا سرم نیست هیچ کسم ندارم ن خواهر ن برادر ن فک ن فامیل ن پدر ن هیچ کس دیگ تک و تنها خودمو دو تا گوشام با خونواده شوهرم خوب نیستم ولی بخاطر بچم کنار میام چون شبا اونجا میرم میخوابم پس مجبورم دهن ب دهنشون نذارم اما آنقدر کوتا نمیام ک دندونامو بشمورنا ن خدا شاهده تو حموم بردن تو غذا داد تو نظافتش بعضی موقع ها میمونم ولی هیچ موقع ناشکری نکردم پسر من فقط چهار دست پا راه میره بخاطر همین ک چهاردست پا راه میره روزی ۱۰۰۰۰۰۰مرتبه خدارو شکر میکنم پس عزیزم ناشکر نباش اگ زبونم لال مثل بچه من بود چی ؟اگ نمیتونست غذاشو خودش بخوره خودش دستشوی بره خودش خودشو تمیز کنه تکلیف چی بود؟اون موقع میخواستی چی کنی ناشکری نکن همین ک حرف میزنه ولی بریده بریده و و طولانی برو خداروشکر کن ب مادرشوهر عفریتهت  چ مربوط اصلن خیلی ببخشید محل سگ بهش نذار مگ مادر شوهر من ب بچه من نمیگه عقب مونده خوده مادرم تو روی من ب بچم میگه فلج  اما هیچ موقع حرف های هیچ کدوم از این خدا زده ها نذاشته ک از بچم سیر بشم خیلی چیز های دیگ تو زندگیم هست ک اگ بهت بگم دور سر بچت میچرخی تو فقط از سمت بچه تو عذابی من از سمت مادر شوهر کس و ناکس شوهرم نفهم ندارم بی درک هیچ کسو ندارم دستم خالیه الانم ک شوهرم زندانه خداروشکر میچرخونم  زندگیمو برای پسرم بهترین مادرم با این ک کلی غم تو وجودم ولی دورش مثل پروانه میچرخم الان ۱۴ سالشه امسال میره تو ۱۵ باز شکر کن حداقل میدونی صداش نازکه کلفته مردونه بچگوس منی ک اصلن نمیدونم صدای بچم چ شکلی باید کفر بگم😔منی ک حتا نتونستم دستشو بگیرم راه ببرمش باید ناشکری کنم ک حتا منم حق ناشکری ندارم چون خدا میدونه چی بده چی خوب قدر بچتو بدون من الان ۱۴ سال پرستار و مادر پسرمم باور داری هیچ موقع ب خدا زور نگفتن ک شفاشو بده همیشه گفتم خدایا اگ خودتت دوست داشتی بچمو بلند کن ولی نخواستم ب زور چیزی رو ازش بخوام شاید اونی ک من میخوام ب ضررم باشه یا شاید اونو بهم بده ولی در عوض چیز دیگشو ازم بگیره  بخدا تو این همه سال اصلن گله شکایت نکردن هر جام میخوام برم تو کالسکه همه جا میبرمش همچنین با عشق تو کوچه خیابون بوسش میکنم ک هر کی میبینه گیف میکنه از رفتارم ن با بچه ی خودم من با تمام تک‌تک اینجوری بچه ها اینجوریم عزیزم  این حرفو نزن از من خسته تر نیست نمیگم نیست ولی از من درمونده تر هیچ جا نیست اگ داستان زندگیمو بگم بهت ب روزگارت شکر میکنی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792