2777
2789
عنوان

دلم خونه برای شوهرم

2042 بازدید | 60 پست

بچه ها اینجا دفترچه خاطرات منه. اگر فکر کردین میخوام پز بدم یا هرچی از این تاپیک بگذرین.

شوهرم ایران جراح بود، خیلی هم تو کارش ماهر بود، بعد مهاجرت کردیم الان اینجا هنوز وارد پروسه تطبیق مدرک نشده و اگر بشه از زمان شروع احتمالا سه سال بعدش تازه مدرکش رو بهش میدن در بهترین حالت😭🤦‍♂️ اینجا به عنوان محقق اومده، بعد رفته بودن یه لابراتواری روی یه سری موش یه جراحی خیلی کوچیک انجام بدن، بعد مدتها اسکراب(لباس جراحی) تنش کرده بود و دست به تیغ شده بود به قول خودش، میگفت لذت جراحی رو یادم رفته بود😍، امروز که از خواب پاشد میگفت لذت‌بخشترین خواب این چند مدتم بوده انقدر که دیروز بهم حال داد، بعد گفت یعنی میشه بازم بتونم جراحی واقعی بکنم🥲💔 کاش بشه کاش بشه

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

موش بیچاره چه بلاهایی که سر حیوانات نمیارن در آزمایشگاه ها

خب رو اونا امتحان نکنن مجبورن مستقیم رو ادما امتحان کنن

تو جون منی، همه وجود منی، تو عمر منی،همیشه تو ذهن و قلب منی، باهات حرف میزنم، بغلت میکنم، میبوسمت، حتی اگه هیچوقت بهت نرسم کوچولوی مامان😔♥ من مادر بچه هایی هستم که هیچوقت نداشتم💔روزیکه تو رو بغل کنم بهترین روز دنیاست فندق من😘به امید اون روز زنده ام،من و بابایی خیلی وقته منتظر توییم،ما تو را خواهیم دیداگر خدا معجزه کند......                                                                                                                                       

خب رو اونا امتحان نکنن مجبورن مستقیم رو ادما امتحان کنن

بابا اصلا بلایی سرشون نمیارن یه قسمتی از پوستشون رو برمیدارن یه تغیراتی روش میدن باز پیوند میزنن به خودشون.

میخوان برای کسای که پوست صورتشون رو از دست دادن یه روشی پیدا کنن پوست بازسازی شه

دل خونی داره. فکر کردم شوهرت چیزیش شده

برای دل خودم نوشتم. مهاجرت ما بیشتر برای بچمون بود و تمام بار و سختی مهاجرت روی دوش شوهرمه. من فقط وسائلم رو جمع کردم اوردم یه گوشه دیگه از دنیا باز کردم. از لحظه اول تا اخر تمام تلاش ها و سختی ها پای شوهرم بوده و از شغل مورد علاقه‌ش هم دور مونده

نمیدونم اخه هر تاپیکی یه عده میگن پزه دروغه فلانه و بهمانه

چه چیز جالبی نوشته بودی تو متن ات ،

من تو حوزه ی آی تی کار می کنم و خیلی از خون و مسائل پزشکی می ترسم ،همیشه واسم سوال بود که کسی که جراح هست چه جوری می تونه این کار را انجام بده و نترسه .الان فهمیدم واقعا یه علاقه و عشقی می خواد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792