بچه ها دو سه ماهی هست آشنا هستیم و سنتی بود خواستگاریم ـو خانواده ها درجریانن
هر دو مطلقه هستیم من ۷۶ اون(متولد۶۵
مرد مهربون و اهل زندگیه و شناخت دارم ازش بخاط این میخام باهاش ازدواج کنم و همو خیلی خیلی دوست داریم
قراره خرداد عقد کنیم
تازگیا میگه من ازت رابطه میخام و دیشب عصبی شد گفت تو مال منی بهم اجازه نمیدی ـگفتم ن میگه ایتجور ناراحت میشم احساس میکنم تو زندگی بازم اجازه ندی
بچه ها هرجور بهش میگم باز انگار حرف خودشه و اسم منو قسم میخوره
چطور برخورد کنم باهاش😐