2777
عنوان

مادر شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 750 بازدید | 21 پست
دلم نمیخواد برم خونشون دخترم خیلی کوچیکه دختر خواهر شوهرم که هر روز اونجاست اذیتش میکنه تازه اگه رفت ...

خب هر روز به مادرشوهر بزنگ باهاش صحب داشته باش 

بهش بگو مامان شما بالا نیا سختته از این پله ها من میام پایین هروقت دلتون تن شد بهمبگین البته قدمتون سرچشماااا اما یه دقیقه ای فایده نداره یه وقتی بهون بگم تشریف بیارین که هم شوهرم باشه هم شام . ناهار باشین

در این دنیا "همه مستاجریم "و باید همه چیز را به صاحب خانه پس دهیم !! "مستاجر خوبی برای خدا باشیم "

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

فعلا مجبوری اول شما بری تا بعد رابطه رو کم کنی اگ دیدی دیگ هیچ جوره نمیشه  بگو مشاوره تو اینترنت تلویزیون بگی میگه کدوم شبکه و... داستان میشه

 میگفت هرچقدرم رابطه تون با خانواده همسر یا با عروستون صمیمی باشه اما رفت و امد زیاد باعث میشه روتون تو روی هم باز بشه و حرمت ها بشکنه و صمیمیت ها از بین بره و ناخواسته موجب ناراحتی همدیگر بشن حتی مراجعه کنندگانی داشتم که رابطه شون به مشاجره کشیده شده و قطع ارتباط کردن . اونو بگو بعد اگ دیدی باز ب کارش ادامه میده هردفعه برو خونه ش دخالت کن بگو مامان فلان چیز فلان جا قشنگتره بذار بذارم ببینم چی میشه وای چ خوب میشه و.... طوری ک خودش کلافه شه و یاد حرفات بیفته و  رابطه رو کم کنه

مثلا ی وقتایی در رو باز نکن بعدا اگ حرفشو زد بگو خواب بودم یا حمام بودم یا ....  بعدشم اصلا ...

راستش من خیلی سردم ازاین حرفا نمیتونم بزنم اگربگم تازه پر رو میشه تازه هی میخواد ب من آموزش منزل داری بده

به دنیایی که مردانش عصا از کور میدزدند من از خوش باوری آنجا محبت آرزو کردم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
داغ ترین های تاپیک های امروز