من همسرم کنترل گره و خانواده خودمم همینطور یعنی می گن حمایتت می کنیم ولی فقط اگه کاری که اونا دوست داشته باشن انجام بدی یعنی اگه از چیزی خوشش نیاد حاضرن هر سنگی که هست جلوت بزارن و تخریبت کنن در نهایتا حتی حاضرن یک شهر خبر کنن و جلوشون رگ خودشون بزنن و بگن به خاطر این زدیم که دخترمون اذیتمون کرد همسرم تو خونه دوربین گذاشته میگه من چون نکنم تو کارنمی کنی صبح تا شب خوابی حتی میاد زوم میکنه من اگه سرم توی کامپیوتره دارم چی میخونم و انقدرم میگه من هر کاری می کنم به خاطر توئه همه چی من مال توئه بعد تو میگی خواسته من مهم نیست انقدر برات کار می کنم فلان یعنی در نهایت انقدر چرت و پرت میگه که عملا نتونستم برای خودم کاری بکنم هر کاری می کنم درنهایت باعث پیشرفت اونه میگه رشد من پیشرفت تو هم هست ولی وقت نوبت من میشه یا پول نداریم یا انقدر قدرت تصمیم گیری من تخریب می کنه که عملا صلاحیت نداری بدونی چی برات خوبه یا تو خیلی خود خواهی به فکر من نیستی و…
رفتم مشاوره و درمورد زندگیم صحبت کردم اگه حدس زدین چه چیز وحشتناکی گفت