2777
2789
عنوان

مثل زندانی ها باهام رفتار میکنن

99 بازدید | 1 پست

به بیرون رفتن گیر میدن جرعت ندارم جایی برم ... کار هم نمیزارن 

یکی از دوستای ابتداییم ازدواج کرده یه بچه داره خونشون تو محله ماست  اون روز رفتم خونش بابام قیافه گرفت که تو نرو اون بیاد

فرداش اونو گفتم اومد بازم قیافه گرفت که با زنا دوستی !!!!!!!! هم سنیم ... چی میشه مگه چه ربطی داشت 


الانم یه دوستم خرداد عروسیشه میگه کارت بدم میای ؟ بازم نمیتونممممممممم


۲۱ سالمه خانواده بشدت قدیمی و کنترلگر

 کسی از شکستن دل سود نمیکنه 💔 خدایا شکرت اللهم صله علی محمد وال محمد 

خدا بهت صبربده عزیزم.

تو خونواده ما هم مادرم شدیداااا گیرمیداد بهم.از ۱۴ سالگی بهم گفت باید چادر سر کنی هرچند من الان متاهلم و همچنان چادری

ولی اون موقع دوس نداشتم سر کنم.بابام خیلی خوب بود اصلا کاری باهام نداشت

داداشمم ۳ سال بزرگتر از من بود و تحت تاثیر حرفای مامانم خیلی اذیتم میکردن هیچ جا نمیذاشتن برم.فکر کن دوستم تولد دعوت کرد نذاشتن برم

الان زنداداشمو ببینی بشدت شل حجاب ،ناخن ها لاک و....

هرچند من باهاش کاری ندارم ولی داداشم جرأت نداره به زنش چیزی بگه فقط برا من زبونش دراز بود

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792