یه چیزی تعریف میکنم شما ک تجربه داشتید لطفا بگید چیکار کنم ؟
ما چند روز پیش رفتیم شمال اونجا ویلا گرفتیم تو حیاطش که تنور داشت ک توش هیزم میریختنو آتیش روشن میکردن موقع برگشتن ذهنم خیلی داشت بابت این موضوع اذیتم میکرد وقتی اومدیم بیرون چشمام افتاد ب عدد ۳۰ ذهنم گفت عدد بعد ۳۰ ۳۱ و امسال آبجیت ۳۱ سالش میشه اگر برنگردی دوباره ب اون ویلا و اون تنور نبینی آبجیم خدایی نکرده آتیش میگیره!به یه بهونه ای ک چیزی جا گذاشتم برگشتیم بعدش موقع اومدن بیرون عدد رو ساعت نیگاه کردم ۱۲ بود ذهنم گفت عدد بعدش ۱۳ و ۱۳ عدد داداشمه تو ذهنم پس خدایی نکرده داداشم آتیش میگیره!الان باید دوباره برگردم اما هر کاری کردم نشد شرایطش پیش نیومد
الان برگشتیم خونمون تهرانه نمیدونم چیکار کنم دوباره برگردم اونجا حالم خیلیییییییییی بده دارم عذاب میکشم نکنه داداشم چیزیش بشه 😭
شما که روانشناسی توروخدا بگید اینایی که گفتم واقعی میشه ؟یا وسواس امونمو بریده