خانوما شوهرم از خواهرش ده سال بزرگ تره
بعد عید دیدنی نرفت خونه خواهرش میگفت من بزرگترم اون باید اول بیاد درحالی که دو سال قبلترش ما میرفتیم اول
اینم بگم اون با پدر شوهرش اینا یجا هست باهم میگردن
خواهر شوهرم میگفت شما به پدرشوهرم بی احترامی میکنین
مادر شوهر و پدر شوهرم به شوهرم گفتن تو اول باید بری
بحث شد
عمه شوهرم فهمید
همه طرف خواهر شوهرم شدن
( اونا خیلی پولدارن)
بعد خواهر شوهرم دیروز که میدونست داریم میریم شهرستان زنگ زد گفت من غروب خودم میام خونتون میشینم
یعنی تنها بدون همسرم
بعد الان که عالم و آدم فهمیدن
شوهرم میگه خودم میخوام اول برم
بهش میگم یا کلا نمیگفتی مثل هرسال ما میرفتیم
یا الان که همه فهمیدن بزار اون بیاد
سی سالته خودتو مسخره مردم نکن
خواهرت اومد
اگر شوهرش اومد ماهم فرداش شب میریم اونجا مهمونی
اگر شوهرش نیومد بدظهر بخاطر خواهرت میریم میشینیم که شوهرش هم نباشع سرکار باشه
حرفم اشتباهه؟