خوشبختم جونم
حمله های عصبی من از فکر و خیال زیاد از همه چیو سفت گرفتن از حرص خوردن زیاد بود
رها کردم ، رفتم دکتر دیدم گف دخترم برات داروی عصبی بنویسم؟
بعد با خودم گفتم ترکان چه وقت دارو خوردنته همش ۱۹ ۲۰ سالته
بعد ک رها کردم زندگی کردم حمله های عصبیم به طرز شگفت اوری رفته بودن