دلم میخواد خودمو بغل کنم من واقعا هیچ گناهی نداشتم که اینقدر توی زندگیم اذیت شدم من بچه پنجمه یه خامواده داغون و فقیر پدر معتاد و دیونه ، خواهرم برام مثل مادرم بود یکدفعه شوهر کرد و رفت رفت جایی که ساعات ها ازم دور شد من به معنای واقعی یتیم شدم پدرم باهام عین یه موجود اضافه رفتار میکرد فقط ۱۳ سالم بود که تهدیدم میکرد که به زور شوهرم میده دوران راهنمایی اونقدر بر اثر افسردگی و تنهایی و مسخره شدن توی مدرسه غیبت کردم که توی مرز اخراج شدن بودم به هزار بدبختی دوران دبیرستان درس خوندم و فرهنگیان قبول شدم ولی که چی الان دانشگاهم عین یک جنازه یه دختر زشت و بی اعتماد به نفس و تنها یه دختر که کل زندگیش پر از حسرت بوده وقتی پدر دوستام زنگ میزنن قربون صدقه شون میرن اونقدر دلم پر میشه که گاهی میرم دستشویی گریه میکنم استاد عوضیم بهم محبت کرد کاری کرد که عاشقش بشم و تهشم شد هیچ فهیدم کلا عوضیه و با همه اینجوری و هیزه واقعا حالم بده آینده مبهم و گنگ با روحیه داغون لحظه لحظه زندگیم مشتاق مرگ بودم ولی نمیشه که نمیشه🥲💔😔
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
تو خیلی قوی هستی که با این شرایط فرهنگیان قبول شدی تو خقوق میگیری هر چند کم، اول یه روتین پوستی بگیر و مداوم انجام بده ، بعدم برو سراغ یکی یا نهایت عمل زیبایی برای صورتت ، بیشتر از دوتا نشه ، و سراغ ژل و بوتاکس نرو ، باور کن با ورزش و روتین پوستی کلی روحیت عوض میشه در ضمن ما زشت نیستیم فقط بلد پیستیم 😂
عزیز دلم هر کی بیاد داستان خودشو تعریف کنه به حالش زاررررر میزنی هر کی یه جورداره میکشه این دنیا دنیای هفت رنگ آزمایشه قوی باش در کنار هر سختی آسانی هست🌹🌹🌹
دختر ناشکری نکن میتونست اوضاعت از این بدتر بشه خداروشکر کن که گذشت همین که چنین دانشگاه خوبی قبول شد ...
با بدختی بیست و چهار ساعته یه لشکر خونه مون بودن لباس نمیخریدم تا باهاش کتاب بخرم آزمون اینا هم نزاشتن برم یعنی پول نداشتم رشته امم ریاضی بود فقط و فقط میخوندم اونقدر که رو کتابا خوابم میبرد