بچه ها امشب با دوستام بودم یه پسره خیلی خوب اومد باهام حرف بزنه کنار ماشینمون ( اونم سوار ماشینش بود)
بعد من عین اوسکولا فقط نگاش میکردم افسوس
اسمم رو درسید و من بالاخره اسممو گفتم 🙄🙄🙄
الان مثل چی پشیمونم که انقدر هل کردمو نشد حرف بزنم باهاش
( اخه زل زده بود تو چشمام منم هل کردم)