2789

تازه میخام دومی بیارم 

افسانه ها میگن زمین ما دوتا ماه داشته...ماه سیاه و ماه سفید که ماه سیاه در اثر برخورد یه شهاب سنگ از بین میره و میمیره و ماه سفید هم برای ماه سیاه خیلی دلتنگی میکنه و لکه های سیاه روش اثر خاطرات ماه سیاهه:)ماهی که الان تو آسمونه عاشق زمین یا خورشید نیست ماه ما عاشق ماه سیاهیه که از دستش داده و هنوزم براش دلتنگی میکنه...

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

دلمون میخواد 

دختر نازنیم اگر روزی این نوشته را خواندی شاید دیگر آن دختر کوچولوی امروز نباشی. شاید بزرگ شده باشی،رویاهایت را دنبال کنی، شکست خورده باشی یا برای موفقیت هایت جشن گرفته باشی اما میخواهم چیزی را همیشه بدانی.از روزی که بدنیا آمدی زندگی برای من معنای دیگری پیدا کرد قبل تو هم نفس میکشیدم هم میخندیدم هم زندگی میکردم اما بعد از تو فهمیدم قلب آدم بیرون از بدنش هم میتواند بتپد. ممکن است روزهایی برسد که به خودت شک کنی که دنیا آن طور که میخواهی با تو مهربان نباشد یا احساس کنی تنها مانده ای در آن روزها این نوشته را دوباره بخوان و یادت باشد که تو از همان روز اول کافی بوده ای نه بخاطر موفقیتهات نه بخاطر تایید دیگران فقط بخاطر اینکه«تو» هستی❤من همیشه نمیتوانم کنار تو باشم اما عشق من همیشه همراهت خواهد بود در هر تصمیمی که میگیری در هر مسیری که انتخاب میکنی و در هر شهری که زندگی میکنی قلب من با تو سفر خواهد کرد. آرزو میکنم شجاع باشی آنقدر شجاع که خودت را همانطور که هستی دوست داشته باشی. مهربان باشی نه فقط با دیگران با خودت هم و خوشبخت باشی نه به آن شکلی که دنیا تعریف میکند بلکه به شکلی که قلب خودت میخواهد. واگر روزی از من پرسیدند بزرگترین افتخار زندگیت چه بود بدون فکر میگویم اینکه مادر تو بودم... دوست دارم فرینازم 🥺❤

😐😂ممنون بابت نظرتون

فقط به امید این زنده ام که روزی درمان سی پی بیاد❤️ که منم نشستن و راه رفتنه پسره کوچولوم فرشته ی بی بالم و ببینم❤️ پسرم با تو، تو این جاده ها بدون امیدم میتونم زندگی کنم🫂

سر همیشه باید در زندگی شخصی خودمان باشد نه دیگران 


 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792