بچه ها همسرم یک شهر دیگه زندگی میکنه منم یک شهر دیگه یعنی از اولش همینجور بوده بعد تاحالا نگفته بیاباهم زندگی کنیم فقط میگه این سری ک پولامون جمع کردیم فلان چیزو بخریم اینو بخریم اونو بخریم الان جوونیم باید کار کنیم و اینا
بنظرتون اونجا برای خودش کسیو داره؟و چطور باید بفهمم؟هفته ای یک بار میاد بهم سر میزنه یا من میرم پیشش
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
فکر میکردم دیگه یکیو پیدا میکنم ک باهاش باشم چون موردتایید خانوادم بود و همه میگفتن پسر خوبیه اما من واقعا کلافم هفته ای فقط یک روز میبینمش بعد از سه سااال
نه فکر نکنم عزیز من خیلی از همکارای همسرم همین مدلی کار میکنن ینی شوهراشون از شنبه تا چهارشنبه هستن ...
پس چرا وقتی میاد فقط میخابه و میگه خیلی خستم پس من ک یک هفته صبر کردم چی؟چرا تاحالا یک بار هم ما پیش نوازی نداشتیم و این کارو بیهوده میدونه؟چرا وقتی میاد بهم نمیرسه پس