نمیدونم ،،حس میکنم ،،من میتونستم الان یه زن ازاد و مستقل باشم ،،راحت سفر برم ،،هر شب با دوستام برم دورهمی. ،،،،اما انگار زندگی متاهلی بال و پرم رو بسته ،،همیشه باید بهش سوال و جواب پس میدادم ،،،برا یه عمل زیبایی باید کلی باهاش بحث کنم ،،ژل لب چیه ،،برا اونم میخواد ایراد بگیره ،،،البته من همه کار میکنم منتهی همین که غر میزنه دوست دارم لهش کنم ،،