مهمان مادرشوهرم هستیم توراه که داشتیم میومدیم سر ی مسئله الکی هزارتا فحش بد بهم داد ولی من سعی میکنم جواب ندم بازم الان داره قلبم میترکه حالم اصلا خوب نیست مجبورم ب روی خودم نیارم خونه پدر شوهرم .سر ی شوخی الکی حتی اسم مرده هامم آورد .از خدا میخوام فقط سایشو از زندگیم برداره خیلی ازش خستم فقط بخاطر دخترم و خانوادم هیچی نمیگم از خدا میخوام زودتر از شرش خلاص شم ۸ساله تمام تلاشمو کردم درست نشدو خودم مریض و بدبخت شدم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منم همین دغدغه رو داشتم و دارم ولی الان هزاران برابر بدتره چون جلوی بچه رعایت نمیکنه و بچم یادگرفته و هنه جا تکرار میکنه. پسرم ۸سالشه هرچی میگم نگو میگه بابا میگه..... جیگرم خونه چجوری بچم نگه