یه روز یه رتیل به یه غول چراغ جادو رسید...غول ازش خواست که یه آرزو بکنه...فقط یکی داره...رتیل فرصت فکر خواست...بعد از کلی فکر فهمید چی به صلاحشه...اینه که فقط بتونه از داخل موبایل هر حلوا شکری که نزدیک دستگاهه رو بخوره...ولی اونایی که دور اند رو نتونه....تا آخر عمرش از تو صفحه ی موبایل دستش رو دراز می کرد با قدرتش...سر صبحونه...ولی کم موفق میشد...ظرفش دور بود😔😔✨مبارکش باشه