حرف منم به مامانم همینه
بهش میگم از بس مظلوم بازی درآوردی بخاطر زندگیشون
و هیچی بهشون نگفتی این همه پررو شده و گنده اش کردی بیخود
چند سال از من کوچیکتره باید من بهش سلام بدم و گرنه به زور سلام میکنه
حالا به دلخواه خودش وقتی با ادا میاد پا ظرفشویی که غدای آماده شده خورده شده رو بشوره به دختر کوچیکش یاد داده بیاد لباسش رو بکشه
بگه مامان بیا بشین تو ظرف نشور
حالا ما قبلش تموم ظرفای بزرگ برا ۸ نفر رو شستیم
خانوم میخاد فقط دست بکشه ۴ تا بشقاب رو با هم بشوریم
خودشون ۴ نفرن
پاهاشون رو میندازن رو هم و سفره که چیده شد میان میخورن
و جمع نمیکنن
مرتب میگه ما غذای نونی نمیخوریم
بچه هام خورش بادمجون دوست ندارن
ما خورش مرغ و جوجه نمیخوریم بوقلمون میخوریم
ما خورش قیمه نمیخوریم باد داره
کباب کوبیده دوست نداریم چنجه دوست داریم !!
هر وقت دلش بخاد الویه براش خوبه
هر وقت ما درست کنیم با بهترین مدلش و با دستکش
نه نمیخام...
نمیخام مسخره کنم ولی دختر روستایی هست
پدر و مادرش فقیر ولی آبرو دار
قالیهای خونمون کهنه شده بودن بردن برا خونه باباش
این جریان مال چندسال پیشه ولی الان اینقدر خودش رو میگیره
که واقعا خنده دار گریه دار هست