داشت با اون یکی خالم چت میکرد که یهو مامانم زنگ زد و گوشی رو داد ب من
منم بعدش ک قطع کردم وارد صفحه چتشون شدم
دیدم درباره من حرف میزدن
که آره این اومده مسافرت همش حالش بده بالا میاره
اون خالمم گفت این مدلشه همیشه زیاد میخوره بعد همرو بالا میاره
خالمم در جواب گفت آره دیشب ی جوری واسه آش ذوق کرد انگار باز اولشه آش میخوره
درحالیکه من برای اینکه صاحبخونه خوشحال بشه از غذا تعریف کردم وگزنه اصلنم آش ندیده نیستم
واقعا آدم از غریبه ها چه توقعی داره وقتی خاله هاش اینجوری پشتش حرف میزنن