دلم خیلی گرفته..شوهرم اعتیاد داره و من با یه بچه ۲ ساله اومدم خونه بابام یک ماهه اینجام....امروز تا ساعت ۴ نرفتم بیرون ..اصلا دل دماغ ندارم...به اصرار خانواده رفتیم کوه و یه چای آتیشی خوردیم...خدایا هرکی ازدواج کرد از کرده ی خودش پشیمون نشه..شوهرم اعتیاد ب گل حشیش ترامادول داره..هیچ تلاشی براترک نکرد...هیچ خیری ندیدم تو اون زندگی....اما از وقتی اومدم اینجا هیچ پوچی دارم...دلگیر و خسته...نگران آینده