2777
2789

اگه اره قبول نشدم کجا برم

امروز مامان بزرگم گفت تو به درد نخوری زندگی دخترم تباه کردی اگه تو نبودی از بابات طلاق می گرفت با یکی دیگه ازدواج می کرد چرا چون تو مهمونی زنونه رفتم جلو اینه رژ زدم مهمونی زنونه شامم دیر تموم کردم سفره رو بقیه جمع کردن میگه رفتیم خونه فلان کس مادرش عادت بود سفره جمع کرد بعد خود من هم وضعم همینه تازه تو یه ماه سه بار عادت شدم با این حال لباس ها رو تا کردم جارو برقی کشیدم دستمال کشیدم میگه دخترم زندگیش فدای تو کرد اخه چطور دلم نشکنه دلم میخواست جیغ بزنم بشینم یه گوشه گریه کنم میخواستیم لباس بخریم تا خود فروشگاه گریه کردم بی صدا از چشمام اشک می ریخت مگه گناه من چیه خب اگه بابام نمی خواست تو این ۷سال طلاق می گرفت مامانم بابام دوس داره حای الان نمی دونم مشکل این ها کی تموم میشه بسه بابا دیروز سر پفک گفت ندید بدید مامانمم خوبه ولی اگه کارا

طبق میلش پیش نره امکان داره بگه اون یکی فامیلا هم که پیگیرن

او با قلمش طرح نگار می نویسد از هفت جهان رنگ دلخواه می نویسد حال که در این حالم به قلمش باور دارم خوش می اید ز دلم برون می رود غم دروت

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عزیزم امیدوارم ناراحت نشی درسته حرف مادربزرگت بی انصافی بود ولی فکر کنم یکم زودرنجی و بهتره از الان روش کار کنی 

میدونی برای فرزندی که هنوز به طور جدی وارد جامعه نشده یعنی دانشگاه و کار و ازدواج دعوای پدر مادر و مشکلات خونه براش مثل جنگ جهانی اوله

چرا هیچی نگفتیمن بودم ب فش میکشیدم

چون ناراحت میشدن و کلی اتفاق

او با قلمش طرح نگار می نویسد از هفت جهان رنگ دلخواه می نویسد حال که در این حالم به قلمش باور دارم خوش می اید ز دلم برون می رود غم دروت

خب تقصیر مامانته چرا جلوی مامانش درنمیاد پدر مادرت نباید به کسی اجازه بدن حرفی بزنه

چون کنارش کار میکنه اگه اخراج شه خرجش در نمیاد برا همین باید سکوت کنه

او با قلمش طرح نگار می نویسد از هفت جهان رنگ دلخواه می نویسد حال که در این حالم به قلمش باور دارم خوش می اید ز دلم برون می رود غم دروت

عزیزم امیدوارم ناراحت نشی درسته حرف مادربزرگت بی انصافی بود ولی فکر کنم یکم زودرنجی و بهتره از الان ...

میدونستی من از ۱۳سالگی بیرون کار کردم درس خوندم کلی چیز دیگه اگه یکی به شما بگه مادرت زندگیت صرف تو کرد زندگی تو باعث بدبختی زندگی اون شد چکار میکنی

او با قلمش طرح نگار می نویسد از هفت جهان رنگ دلخواه می نویسد حال که در این حالم به قلمش باور دارم خوش می اید ز دلم برون می رود غم دروت

عزیزم امیدوارم ناراحت نشی درسته حرف مادربزرگت بی انصافی بود ولی فکر کنم یکم زودرنجی و بهتره از الان ...

منم ادمم احساسات دارم شاید زود رنج باشم باید رو پیشونی هرکس بنویست شکستنی تا مراقب باشن

او با قلمش طرح نگار می نویسد از هفت جهان رنگ دلخواه می نویسد حال که در این حالم به قلمش باور دارم خوش می اید ز دلم برون می رود غم دروت

مادربزرگت 🐄 شده اهمیت نده به حرفاش

ای کاش فقط اون بود

او با قلمش طرح نگار می نویسد از هفت جهان رنگ دلخواه می نویسد حال که در این حالم به قلمش باور دارم خوش می اید ز دلم برون می رود غم دروت

الان ناراحت شدن تو مهمه یا اونارو دادی بشون ک اینجوری میکنن قبول کن

رو ندم چکار کنم به صاحب کار مامانت بی احترامی میکنی حرفی هم بزنم تا چند روز مامان و بابام دمار از روزگار من خوشبخت در

میارن🥺🥺🥺🥹

او با قلمش طرح نگار می نویسد از هفت جهان رنگ دلخواه می نویسد حال که در این حالم به قلمش باور دارم خوش می اید ز دلم برون می رود غم دروت

میدونستی من از ۱۳سالگی بیرون کار کردم درس خوندم کلی چیز دیگه اگه یکی به شما بگه مادرت زندگیت صرف تو ...

چون میدونم مادر آدم هیچوقت همچین حسی به آدم نداره سعی میکردم به حرف الکی آدم های الکی تر توجهی نکنم سخته ولی باید تمرین کنیم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز