امروز مامان بزرگم گفت تو به درد نخوری زندگی دخترم تباه کردی اگه تو نبودی از بابات طلاق می گرفت با یکی دیگه ازدواج می کرد چرا چون تو مهمونی زنونه رفتم جلو اینه رژ زدم مهمونی زنونه شامم دیر تموم کردم سفره رو بقیه جمع کردن میگه رفتیم خونه فلان کس مادرش عادت بود سفره جمع کرد بعد خود من هم وضعم همینه تازه تو یه ماه سه بار عادت شدم با این حال لباس ها رو تا کردم جارو برقی کشیدم دستمال کشیدم میگه دخترم زندگیش فدای تو کرد اخه چطور دلم نشکنه دلم میخواست جیغ بزنم بشینم یه گوشه گریه کنم میخواستیم لباس بخریم تا خود فروشگاه گریه کردم بی صدا از چشمام اشک می ریخت مگه گناه من چیه خب اگه بابام نمی خواست تو این ۷سال طلاق می گرفت مامانم بابام دوس داره حای الان نمی دونم مشکل این ها کی تموم میشه بسه بابا دیروز سر پفک گفت ندید بدید مامانمم خوبه ولی اگه کارا
طبق میلش پیش نره امکان داره بگه اون یکی فامیلا هم که پیگیرن
او با قلمش طرح نگار می نویسد از هفت جهان رنگ دلخواه می نویسد حال که در این حالم به قلمش باور دارم خوش می اید ز دلم برون می رود غم دروت
منم ادمم احساسات دارم شاید زود رنج باشم باید رو پیشونی هرکس بنویست شکستنی تا مراقب باشن
ممیدونی چرا میگم چون به عنوان کسی که جامعه رو دیده حداقل مادربزرگت حرفی هم داشته باشه اینطوری توی روت میزنه ولی پس فردا یکیو میاد فقط مهربونی میکنه بعد تو فک میکنی خدای نکرده این با بقیه فرق داره و .....ولی اگه سعی کنی مقاوم باشی پس فردا با دو تا کلمه هم گول نمیخوری دور از جون
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
من به محبت عادت ندارم هر کس هم با روی خوش حرف بزنه حس میکنم غیر عادی هس
شدروغ کن به کتاب خوندن ورزش کردن کمک به کارای خونه جوری ارزش تو ببر بالا که دیگه حتی بخوان بهت توهین کنن هم بعدش از خودشون خجالت بکشن باز میگم فقط خودت میتونی به خودت کمک کنی یا علی بگو و تغییر بده همه چیو سخته ولی شدنیه
معذرت میخوام میگفتی دخترت باید جلوگیری میکرد ولی متاسفانه اونقدر لذت براش مهم بود یادش رفت تقصیر من نیست براتون کارت دعوت نفرستادم خود مادرم باردار شد شما هم به جا مقصر کردن من برو یقه همسرت رو بگیر امیدوارم بد بود چرا با ازدواجشون موافقت کردین اونجا که من نبودم
خیلی تنها بودم کسی رو میخوام که پیشم باشه کنارم باشه اخه بهدچه گناهی اینجور دارم مجازات میشم
عزیزم شرایطی پیش میاد مشکلات بقیه رو میبینی و میگی اینا در برابر شرایط من چقدر بدتر بودن ولی تا اون موقع الکی با حرف ها اهنگ ها پشت و استوری های چرت اینستا خودتو پر نکن دستتو بده به خدا همه چی رنگ آرامش میگیره
بیشتر از این کتاب بخونم میمرم دیگه اوقات فراغتم رمان میخونمبدنم خودش خوبه نیاز به رژیم و ورزش نداره ...
میدونی این شرایط دم کنکور طبیعی هم هستا بزار ۳ ماه دیگه مه از این جو سمی دور شدی متوجه میشی این نا امیدی صرفا به خاطر شرایط بوده همه چی خیلی خوب میشه بهت قول میدم تو فقط جا نزن