2777
2789
عنوان

یکی راهنماییم کنه حالا چیکار کنم

110 بازدید | 23 پست

یه اشتباهی کردم که کل خانواده ی پدریم رو تحت الشعاع قرار داده..

کم سن و سال نیستم.. ۳۸ سالمه.. فکر نمیکردم عکس العملم اینقد تبعات داشته باشه..

پدرم به تازگی به رحمت خدا رفته و من از فوتش خیلی ناراحتم.. کل خونواده ناراحتن.. هفته قبل چهلمش بود.. فردای چهلم، خالم و شوهرخالم اومدن خونمون که از مامانم اجازه بگیرن که عروسی پسرشون رو یک روز بعد از عید فطر بگیرن.. در واقع همه کاراشونو انجام داده بودن و طرف عروس کاراشو پخش کرده بود و اونا میخاستن کارتاشونو پخش کنن.. اومدن عذرخواهی و مامانم اجازه داد.. این در حالیه که چند روز قبل‌تر، ما از زبان این و اون شنیده بودیم که اینا میخان بعد چهلم عروسی راه بندازن و مامانم و کل خانواده خیلی ناراحت شدیم که ما عزادار بودیم و اینا داشتن تدارک عروسی رو میدیدن.. چون از لحاظ خانوادگی رابطه خوبی با هم داشتیم و بابام باجناقش رو خیلی دوست داشت.. 

خلاصه بگم مامانم اون لحظه چیزی نگفت و گفت عزا مال خودمون و عروسی هم مال خودمون.. ناراحتیشو بروز نداد.. ولی من نتونستم سکوت کنم و گفتم خاله مامان که الان داره این حرفو بهت میزنه خیلی از دستت ناراحته.. منم همینطور..

نگم براتون که همین یه جمله حرف من رو چقدر اینا با بچه هاشون بزرگ کردن و چندبار به داداشم زنگ زدن به گلگی که خواهرتون اینو گفت مامان و بابامون گریه کردن و فلان و بیسار.. داداشامم منو سرزنش کردن که تو نباید حرف میزدی.. الان همه ما رفتیم زیر سوال..

من ناراحتم ازینکه این ناراحتی پیش اومد ولی چرا اونا باید این یه جمله حرف منو اینقدر بزرگ کنن که آخر کار طلبکارم بشن..

این توضیح رو هم بدم که ما خیلی وقتا تا سال متوفی عروسی یا جشن شادی نمی‌گیریم..  اگه هم بگیریم خیلی کوچیک و بدون ساز و آواز.. ولی اینا برخلاف رسم و رسوممون هم بزرگ میگیرن هم با ساز و آواز..

درست یا غلط بودن رسم رو نمیدونم ولی همین خونواده واسه خیلیا تا سالش نشد حتی مراسم جشن و شادی نرفتن چه برسه عروسی بگیرن..

به نظرم باید اجازه میدادی بزرگترا تصمیم گیری کنن

سمت من اگه میای "پناه" باش؛من تمام عمرمو پناه دیگران بودم و خسته ام... :) بزرگترین خیانت آدمیزاد در حق خودش ؛فروختن تنهایی اش به آدم های بی ارزش است....

هرجایی رسم و رسومی داره

باید ب این فکر کنن ک خدایی نکرده برای خودشون اتفاق این‌چنینی میفتاد چیکار میکردن‌....

مادرت باید میگفت اگ ناراحت بود 

معمولا مامانا سمت خانواده خودشون چیزی‌نمیگن 

حالا اگ عروسی بچه عمه یا عمو بود ...... سوژه بود 



حالا این صحبت پیش اومده براتون 

شماهم شرکت نکنید خب 

یا دیر تر برید 

میشه برای تو دلیم یه صلوات مهمونم کنی؟❤️

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

هرجایی رسم و رسومی دارهباید ب این فکر کنن ک خدایی نکرده برای خودشون اتفاق این‌چنینی میفتاد چیکار میک ...

خدارحمت کنه پدرت رو 

روحش شاد

میشه برای تو دلیم یه صلوات مهمونم کنی؟❤️

ببین خب حداقل از سه چهار ماه قبل تالار دیدن سالن آرایشی رزرو کردن لباس ....

چیجوری همه اینا رو کنسل کنن تو این گروهی ضرره خب 

شما ک اجازه داده بودی نباید ناراحتی رو بروز میدادی 

اینجوری خودتو یزدی زیر سوال اجازه دادنتونم نادیده گرفته شد 

خداوند پدرتون رو بیامرزه 🖤

سلام 

اگر من جای شما بودم هیچ وقت دخالت نمیکردم تو امور بزرگترها البته موضوعی که شما از غم و غصه مادرتون ناراحت بودید و از مادرتون جانبداری کردید اما با تجربه ای که خودم دارم خودداری کردن و آرامش داشتن از تبعات و عواقب بدتری جلوگیری می کنه .

ببین خب حداقل از سه چهار ماه قبل تالار دیدن سالن آرایشی رزرو کردن لباس ....چیجوری همه اینا رو کنسل ک ...

آره منم متوجه اشتباهم شدم کاش دهنمو بسته نگه میداشتم.. ولی حرفم اینه اینا چرا دیگه اینقدر دارن بزرگش میکنن.. همین اتفاق اگه برعکس بود بخدا تا قیام قیامت با ما حرف نمیزدن.. 

سلام اگر من جای شما بودم هیچ وقت دخالت نمیکردم تو امور بزرگترها البته موضوعی که شما از غم و غصه مادر ...

زنده باد برشما و چنین افکار ها رفتارها روشن

کمک کردن از علاقه های فوق قلبیم هست هرکسی مشکل داشت احتیاج به کمک داشت بهم اطلاع بده بعدیادت نره تو زندگیت مجبور نیستی به هیچ کسی راجع به چیزی جواب پس بدی به غیر از وجدانت اینو هیچ وقت یادت نره در عالم هرکسی ممکنه مهر قلب داشته باشه ولی نه [وجدان] همه بندگان مقرب الهی هستیم مهم اینه ک خدا فراموشت نکنه وگرنه بقیه که میان‌ و‌ میرن انسانیت داشتن و معرفت وجدان آسوده و اراده ومهربونی سبک زندگی نجیب زاده هاست انگاری قرن ماروزگار مرگ انسانیت هست  انسانیت گاهـی یک لبخندهس یک آرامش امنیت که محکم میگه نترس من هستم کمکت میکنم  که به احساسات و روح یک انسان غمگینی آرامش هدیه میکنی چشم بهم بزنید عمرتون میگذره پس حواستون به تلف شدن روزها تون در آشفتگی ها باشین.                                                                  

آره منم متوجه اشتباهم شدم کاش دهنمو بسته نگه میداشتم.. ولی حرفم اینه اینا چرا دیگه اینقدر دارن بزرگش ...

اهمیت نده بیخیال حرفاشون باشه عزیزم 



خدا مامانتو نگه داره گلم ♥️

سلام اگر من جای شما بودم هیچ وقت دخالت نمیکردم تو امور بزرگترها البته موضوعی که شما از غم و غصه مادر ...

منم متوجهم و میدونستم نباید دخالت کنم.. ولی حرف رو تا جایی داشتن پیش میبردن که انگار عیب نداره مرد سنش بالا بود و ازین حرفا.. ناراحت شدم و به قول شما از ناراحتی مامانمم خبر داشتم واسه همین لحظه آخر نتونستم جلو خودمو بگیرم..

منم متوجهم و میدونستم نباید دخالت کنم.. ولی حرف رو تا جایی داشتن پیش میبردن که انگار عیب نداره مرد س ...

میدونم سخته واسه همین گفتم با تجربه خودم ،در کل خدمتت میگم فرو بردن خشم و خودداری کردن خیلی خوبه باعث میشه هیچ وقت افسوس نخوری و پشیمون نشی 

اما یه مسئله دیگه ای هم که هست اینه که بزرگترها بیشتر باید حواسشون به بچه ها باشه باید مدیریت کنند اما بدون که ما نسل جدیدتر هستیم پس ما باید تازه به اونا هم درس بدیم به آرامش دعوتشون کنیم مدیریت کنیم امیدوارم حل بشه مشکلات 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792