از ظهره خونه بابا بزرگشه
مطمعنم اون زنه هم اونجاست
زنداییش که با شوهرم گذشته وحشتناکی داشت و باهم به من خیانت چتی کردن اونم چت خیلی بد
چون زنه شهرستانه و مامانش هم فوت شده زیاد نمیره خونه باباش بیشتر خونه پدر شوهرشه که میشه بابا بزرگ شوهر من
شوهرمم از ظهر رفته اونجا تا الان
روزه هم هست نمیدونم چرا انقدر اونجاست
منم خونه مامانمم
بهش زنگ زدم گفتم نمیایی مثل اینکه خیلی داره بهت خوش میگذره
بدش اومد گفت یه ساعت دیگه میام
بخاطر شرایطم بخشیدمش
حالم بده حالم خیلی بده سرم داره می ترکه