نه واسم مسخره نیست
حق میدم
منم داشتم این سبک رفاقتایی که از دست رفته بعد ۷ سال و ۱۰ سال با دو تا شخصی که روشون مثل خانوادم حساب میکردم نه رفیق (تو بازه های مختلف بوده)
ولی زندگی همینه
رابطه ها تموم میشن، رابطه های جدید شروع میشن و این چرخه ادامه داره
آدما فراموش نمیشن، خاطراتشون از بین نمیره ولی تحمل نبودشون ساده میشه
از دردت فرار نکن
حسش کن، گریه نیاز داری گریه کن، احساساتتو بنویس هر روز
اگه لازمه با کسی درد دل کن
بذار بدنت و روانت از دست دادن رو بفهمن و تجربه کنن
بعد یه مدت تبدیل میشه به یکی از خاطراتت به جای یکی از دردات
مشکلی نیست اگه کتاباشو داری یا خاطراتش دور و برت زیاده، اونا بخشی از تو هستن
نریزشون دور
بخون کتابا رو، لباسا رو بپوش
دیدیش اگه حس کردی لازمه بهش سلام کن، اگر حس کردی نیست نادیده بگیر و بگذر
سخت هست
ولی میگذره
آدمایی میان تو زندگیت که بیشتر میمونن یا کمتر
و نهایتا بدون هیچکس ابدی نیست
حتی توی عشق، حتی توی ازدواج
این مثال رو میزنم که یه دیدگاه بهت بدم
مثال خودمه
من ازدواج کردم و کل تایمی که با همسرم بودم تا الان میشه حدود ۱۰. ۱۱ سال، و بهترین رابطه عاطفی/دوستانه ای بوده که تو کل زندگیم داشتم
اما هیچوقت بهش قول ندادم که تا آخر عمر باهاش میمونم
هرگز
باید با این دیدگاه بری جلو که هر کسی که الان تو زندگی من هست شاید دو روز، دو سال یا بیست سال دیگه، دیگه با من نباشه، پس وابستگی شدید و بیمارگونه تجربه نکنی و ساده گیر تر باشی، با استرس کمتر و ترس از دست دادن کمتری پیش بری
این حالا کلی امضا و قرار داد و توافق حقوقی پشتشه چون اسمش ازدواجه
ولی حتی اینها هم تبدیل به یه چیز بی نهایتش نمیکنه
پس
از دست دادنو یاد بگیر
از دست دادن هر چیزی و هر کسی
شاید اون پدرمه، مادرمه، دوستمه، شغلمه، همسرمه، کتاب مورد علاقمه، سلامتیمه و و و
فرقی نداره
هنر از دست دادن رو آموختن زندگی رو راحت تر میکنه