اون اقایی که لال بود با اونی که دینامیک داد سنگ رو چاهو شکستن دستشون تو یه کاسه بود و اصلا کر و لال نبود شهرام گفته بود پیش اینا کر و لال باشه،خلاصه حمید و فرزادو کشتن و بعدش خواستن به نگار ت.جاوز کنن که نگار خودشو از چاه پرت کرد پایین
اشکانم ته چاه موند