مثل انسان بود اما از انسان بزرگتر بود ولی تو اسمون بود صورتش معلوم نبود و کاملا هم سفید بود هیچی یادم نیست ولی یادمه دستاشو بوسیدم نمیدونم چرا میترسم کسی تعبیرش رو میدونه🙂🙂
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
پسر ساده ای بود مثل پسرای الان نبود پدر و مادرش خیلی ازش راضی بودن هر کاری که باشه میرفت میکرد از کارگری بکیر تا هرچی پسر وابسته ای بود خیلی خیلی دوسم داشت یه ۲۰۰ کیلومتری از هم دور بودیم ولی تو یه استان بودیم