خیلی ببخشید استارتر جان شما الان آتیشت تنده عزیزم .بذار یه مدت بگذره اونوقت طرز فکرت جور دیگه ای خواهد بود.
خود من این روزای تو را پشت سر گذاشتم،حتی میخواستم برم زنه را بکشم.باورت میشه.یا تصمیم گرفتم به برادر دختره زنگ بزنم و لوشون بدم،یعنی خون راه میفتاد،برادرش ازون دورگه های عرب ایرانیه که بزن بهادر بودنش زبانزده،ولی در پایان با مشاوره رفتن و با همسرم صحبت کردن نتیجه اینی شد که به قول دوستان من صورت مسئله را پاک کردم.ولی واقعا گاهی چاره ای نیست.مجبوری بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنی.من همسر شما را نمیدونم،ولی همسر من با وجود عاشقانه های دیگش منو هم عاشقانه دوست داره و از احساس چیزی کم نمی ذاره،نه اونقدر بده که ازش جدا بشم نه اونقدر. ... حالا خود دانی.به زندگی بعد از طلاق و کشمکش هایی که در راه خواهد بود هم فکر کن و بهترین تصمیم رابگیر،موفق باشی.