2777
2789
عنوان

قهرشوهر

231 بازدید | 25 پست

کلا چندروز تواخم و تخم بود حتی سال تحویل هم دمغ بود گفته بود من سرکارم شما عید برین شهرستان مادرش اینا شهرستانن دیگه دیدم دمغه کاریش نداشتم تا اینکه زنگ زد به خواهرش وه شروع کرد گلایه کردن به درمیگفت دیوار بشنوه ما بدبختیم شانس نداریم و ازین حرفا و گفت دیگه شهرستان نمیایم بخاطر اینکه من حرص بخورم میدونه من حساسم نمیخام خانوادم راجع به قهرامون بدونن تا چندروز دیگه سرکاره ولی گفته نیمه دوم هم نمیبرمتون مادرم اینا هم هی زنگ میزنن کی میخاین بیاین آشتی هم نمیکنه ازش سوال پرسیدم جوابم نداد

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

گفته بود برین شهرستان من بهش گفتم سال تحویل میخام خونه خودم باشم ولی هفته بعد باهم بریم

 خوب گفتی افرین هرکسی باید سال تحویل خونه خودش باشه و تو زن خونه هستی میتونی تصمیم گیری کنی این بچه بازیا چیه

گفته بود برین شهرستان من بهش گفتم سال تحویل میخام خونه خودم باشم ولی هفته بعد باهم بریم

احتمالا در نبودن شما برنامه شخصی داشته 

با نرفتن شما به شهرستان برنامه ایشون بهم ریختی ناراحته انتقام میکیرع

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792