2777
2789
عنوان

قهرشوهر

242 بازدید | 25 پست

کلا چندروز تواخم و تخم بود حتی سال تحویل هم دمغ بود گفته بود من سرکارم شما عید برین شهرستان مادرش اینا شهرستانن دیگه دیدم دمغه کاریش نداشتم تا اینکه زنگ زد به خواهرش وه شروع کرد گلایه کردن به درمیگفت دیوار بشنوه ما بدبختیم شانس نداریم و ازین حرفا و گفت دیگه شهرستان نمیایم بخاطر اینکه من حرص بخورم میدونه من حساسم نمیخام خانوادم راجع به قهرامون بدونن تا چندروز دیگه سرکاره ولی گفته نیمه دوم هم نمیبرمتون مادرم اینا هم هی زنگ میزنن کی میخاین بیاین آشتی هم نمیکنه ازش سوال پرسیدم جوابم نداد

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

گفته بود برین شهرستان من بهش گفتم سال تحویل میخام خونه خودم باشم ولی هفته بعد باهم بریم

 خوب گفتی افرین هرکسی باید سال تحویل خونه خودش باشه و تو زن خونه هستی میتونی تصمیم گیری کنی این بچه بازیا چیه

گفته بود برین شهرستان من بهش گفتم سال تحویل میخام خونه خودم باشم ولی هفته بعد باهم بریم

احتمالا در نبودن شما برنامه شخصی داشته 

با نرفتن شما به شهرستان برنامه ایشون بهم ریختی ناراحته انتقام میکیرع

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز