رفته بودیم مسافرت با فامیلا شمال
رفتیم ویلای فامیلامون.
ما جوونا توی یه ویلا.
بزرگترا توی ویلا ی کناری ک ۲۰ متری حداقل فاصله داشتن باهامون.
این دختر پسرای روانی شروع کردن ب احضار کردن.
این تخته هه اسمش چیه.با اون احضار کردن
یکی پرسید از چ نوعی هستی. چرخید روی کلمات.خوندیم ک نوشته از نوع خبیث. یکی دوباره پرسید الان چی میشه.اونم روکلمات چرخوند فعمیدیم گفت غش.
همون لحظه دونفر غش کردن.
یکی از بچه ها دویید رف تو حموم نشست.
یهو دیدیم سنگ پرت میشه محکم میخوره ب شیشه های ویلا اما کسی نیس بیرون.دیدیم از تو حموم شامپو و وسایلای حموم پرت میشه تو حموم.اونی هم ک تو حمومه غش کرده بود پرت شده بود بیرون.
خیلی بد بود.
هممون تا یکی دو هفته مریض بودیم. من خودمو خداروشکر قاطی نکرده بودم