درست ميشه
عجله نكن
شوهر من انقدر تو فاز مجردي بود
تازه ازدواج كرده بوديم سوار تاكسي شديم من ته نشستم شوهرمم نشست كنار تو صندلي عقب
تاكسي حركت كرد
كمي جلو تر نگه داشت يه دختره سوار شه
شوهرم پياده شد
دختره سوار شد بعد شوهرم نشست
يعني دختره نشست وسط من و شوهرم
من قاطي كردما
ولي به رو نياوردم
كمي جلو تر پياده شديم
به شوهرم عصباني شدم
كه چرا پاده شد
اونم گفت بد نبود وسط دوتا خانم ميشستم
منم گفتم انگار هنوز دوزاريت نيوفتاده كه ما ازدواج كرديما
خيلي عصباني بودم
وقتي اون حرفو گفت از خنده نتونستم جلوي خودمو بگيرم