2777
2789

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

تا اومدم بلند بشم ناگهان حس کردم ازم آب زیادی خارج شد.  سریع رفتم دستشویی روی لباس زيرم آب و خونابه و ترشح سفیده.  سریع با ماما تماس گرفتم. گفتن کیسه آبت پاره شده سریع خودتو برسون بیمارستان. 


خییییلی ترسیده بودم. با همسرم تماس گرفتم بیاد دنبالم. از ترس میلرزیدم. آمادگی زایمان نداشتم. مخصوصا طبیعی. وحشت داشتم حالا يه هفته زودتر اومد سراغم. يه ساعت بعد همسری و خواهرش اومدن دنبالم رفتیم بیمارستان

نگران نباش عزیزم همه چی حتماخوبه

مرسی عزیز . با یکی از کاربرا که مشکل مشابه منو داشت صحبت کردم گفت ۳ هفته اختلاف داشته بیشتر از من . ولی بچش سالم بوده دنیا اومده هیچ مشکلی نداره 

خدایااااا شکرت
مرسی عزیز . با یکی از کاربرا که مشکل مشابه منو داشت صحبت کردم گفت ۳ هفته اختلاف داشته بیشتر از من . ...

چقدر خوب .واقعا یک هفته زمانی نیست ک‌نگران بشی خوشحال شدم

❤️بگذار مهربانی خاصیت توباشد❤️
به سلامتی راحت بود یاخیلی وحشتناک؟

نه چرا وحشتناک باشه راحت بود. اصلا اونجوري که بقیه برام تعریف میکردن نبود. من خیلی ترسو و نازنازی هستم ولی از سزارین نترسیدم 

استارتر بقیشو بگو دیگه

وقتی رفتم مامای بیمارستان خییییلی بداخلاق بود و بدرخورد. اومد معاینه ام کرد و گفت يه فینگر دهانه رحمش باز شده. معاینه درد داشت و من ناله میکردم موقع معاینه اونم خیلی بد باهام رفتار میکرد. ماما ميگفت تا فردا بعد از ظهر اینجا يي و من با خودم گفتم خدا بهم رحم کنه با این مامایی که بالاسرمه 

تا اینکه یکی از ماماها که آشنا بود بامن اومد بالا سرم و تا منو دید گفت بچه مدفوع کرده و سزارین میشی.  زنگ زد به دکتر که بیاد. اونجا یکی از چیزهایی که اذيتم میکرد معاینه کردنها بود. هر کس اونجا بود ميومد و دو تا انگشتشو داخل رحمت میکرد و فشااااار میاورد و میچرخوند و.... فقط تنها چیزی که باعث شد يه ذره دلم به دست بیاد حضور اون مامای آشنا بود و اینکه تا منو دید گفت سزارین میشی.  خواهر شوهر م هم ميگفت خدا کنه سزارین بشي من که طبیعی بودم پدرم در اومد. از طرفی هم شنیدن آه و ناله زناي ديگه که درد میکشیدن بیشتر منو ترغیب میکرد که سزارین بشم

تا دکتر بیاد منو بردن اتاق درد و يه نوار قلب به شکمم وصل کردن و گفتن دراز بکش به پشت. دردها هم ميگرفتند و ول میکردن و من نبايد تکون میخوردم.  يه خانمي کنار من رو يه تخت ديگه آه و ناله بلند میکرد. هفت سانت دهانه رحمش باز شده بود و يه خانم ديگه تو يه اتاق ديگه بلند بلند ناله ميزد. منم درد داشتم ولی نه در حدی که بلند ناله بزنم. آروم بودم و برای اون دوتا تند تند آیت الکرسی و حمد و.... میخوندم که خدا کمکمون کنه و زایمانشون راحت بشه. 

دکتر اومد بالاسرم.  رضایت نميداد به سزارین کمی معطلم کرد آخر دید دهانه رحمم باز نميشه به این زودي برای اتاق عمل امادم کردن.روند سزارین خیلی راحت و خوب پیش رفت. سوند وصل کردن که خیلی راحت بود. لباس عمل تنم کردن و مدارک سزارین رو انگشت زدم راهی اتاق عمل شدم.  

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792