تا دکتر بیاد منو بردن اتاق درد و يه نوار قلب به شکمم وصل کردن و گفتن دراز بکش به پشت. دردها هم ميگرفتند و ول میکردن و من نبايد تکون میخوردم. يه خانمي کنار من رو يه تخت ديگه آه و ناله بلند میکرد. هفت سانت دهانه رحمش باز شده بود و يه خانم ديگه تو يه اتاق ديگه بلند بلند ناله ميزد. منم درد داشتم ولی نه در حدی که بلند ناله بزنم. آروم بودم و برای اون دوتا تند تند آیت الکرسی و حمد و.... میخوندم که خدا کمکمون کنه و زایمانشون راحت بشه.
دکتر اومد بالاسرم. رضایت نميداد به سزارین کمی معطلم کرد آخر دید دهانه رحمم باز نميشه به این زودي برای اتاق عمل امادم کردن.روند سزارین خیلی راحت و خوب پیش رفت. سوند وصل کردن که خیلی راحت بود. لباس عمل تنم کردن و مدارک سزارین رو انگشت زدم راهی اتاق عمل شدم.