عه پس همچی اوکیه آخه من همش فکر میکردم کم میزاره البته من بعضی وقتا زیادی رویایی فکر میکنم
پسر یعنی یه اتاق پر از اسلحه و توپ و ماشین اسباب بازی پسر یعنی دوچرخه سواری بدون ترس پسر یعنی یه کمد کفش و کلاه و لباس اسپرت پسر یعنی کراوات و پاپیون کت کوچیک مردونه پسر یعنی بوی مردانگی در حین کودکی پسر یعنی یه نمونه کپی شده سایز کوچیک از عشقت پسر یعنی تکیه گاه مادر پسر یعنی امید آینده پدر پسر یعنی ولی عهد خونه من و بابایی عااااااااشقتیم شاهزاده کوچولوی من
م امروز تولدمه فعلا که به رو خودشم نیاورده دیشب مامانش و خواهرش اومدن خونمون برام کادو آوردن. شوهرم نبود ما ا م تو خون. هیچی نداشتیم فقط چایی کلی خجالت کشیدم قبلشم کلی گریه کرده بودم چشمام پف کرده الان به رو خودشم نیاورده نمیدونم میخواد قافلگیر کنه چون میدونم اگه یادشم بره مامانش یادآوری میکنه
به دنیایی که مردانش عصا از کور میدزدند من از خوش باوری آنجا محبت آرزو کردم
میدونم خیلی دوسم داره چون دنیا دنیا بد وبیراهم بهش بگم بازم قربون صدقم میره ولی هیچ وقت توقعات منا برآورده نمیکنه توقع داشتم اولین نفری باشه که بهم تبریک میگه
به دنیایی که مردانش عصا از کور میدزدند من از خوش باوری آنجا محبت آرزو کردم