م امروز تولدمه فعلا که به رو خودشم نیاورده دیشب مامانش و خواهرش اومدن خونمون برام کادو آوردن. شوهرم نبود ما ا م تو خون. هیچی نداشتیم فقط چایی کلی خجالت کشیدم قبلشم کلی گریه کرده بودم چشمام پف کرده الان به رو خودشم نیاورده نمیدونم میخواد قافلگیر کنه چون میدونم اگه یادشم بره مامانش یادآوری میکنه