شوهرم ادم سخت گیری هس مثلا نذاشت دنبال حرفه و کلاس باشم.دیشب بهم گف تو ب فکر زندگیت باید باشی اول ب فکر بچه باشی ی قدم برام بردار من صد قدم برمیدارم...
نمیدونم راست گف یا گولم زد.
قبلا گفتم بهد دوسال بچه میاریم. میگه تو ب امید طلاق میگی بعد دوسال ک اگه باهام نساختی تموم کنی . سنش هم ۳۷ هس من ۲۳ میگه نمیخوام بچم ۱۰ ساله شد بگه بابام پیر شده..
میگه بچه زندگی برکت میاره پایه هاشو محکم میکنه و....
حرف از کلاس رفتن اینا میگم میگه چرا درمورد چیزایی ک برای زندگی مون نفعی داری حرف میزنی
مرغش هم ی پا داره حرفش تغییر نمیده