من پارسال همین موقع فکرای منفی برای بابام به سرم میزد و میگفتم این فکرا مسخره ست، هی خودمو سرگرم میکردم و خییلی بهش هم وابستم، متاسفانه بعد از چند ماه مریض شد و مبتلا به سرطان..... از فکرهایی که قبلاً کرده بودم حالم بد میشد حس بدی بود. الان شیمی درمانی انجام میده ولی فکرم هنوز درست نشده و بیشتر از قبل دلشوره دارم.