من وقتی ۱۳سالم بود مورد تعرض ناپدریم قرار گرفتم این موضوع خیلی رو من تاثیر گذاشته امشب خانه یکی از فامیلامون بودیم که پرستار سالمند دارن این خانوم یک نوه همسن دختر من داره دخترم ۹ماهشه من کلا دخترمو تنها جایی نمیزارم خانمه خیلی دوست داشت همش بچمو بقل کنه تا موقع شام شد گفت من شام نمیخورم شما بخورین من دخترتو نگه میدارم منم قبول کردم ما تو اشپزخونه بودیم دیدم صدا دخترم از اتاق میاد سریع شاممو خوردم رفتم تو اتاق دیدم دخترم نشسته داره بازی میکنه این خانمه هم ارایش کرده یه رژ قرمز جیغ زده تعجب کردم چرا از ظهر ارایش نکرده بود الان که ما داریم میریم ارایش کرده بعد اومدم بیرون بچرو گرفتم دیدم اومد ولی رژو ایناشو پاک کرده بود اومدم خونه داشتم پوشک دخترمو عوض میکردم احساس کردم پوشکش باز شده چون من همیشه چسب پوشکو بالای پوشک میبندم ولی الان چسبش رو خود پوشک بسته شده بود ترسیدم پوشکو باز کردم بدن دخترمو برسی کردم متوجه شدم دهانه رحمش اندازه یه سوراخ خیلی کوچیک بازه خیلی ترسیدم چون هیچوقت با دقت برسی نکرده بودم نمیدونم عادیه که اینطوری باشه یا نه تو اینترنت خوندم نوشته نرماله ولی من خیلی نگرانم میترسم بلایی سر بچم اومده باشه چیکار کنم تروخدا راهنمایییم کنین به شوهرم گفتم در جریان اتفاقی که برام افتاده بود هست گفت چون تحت تاثیر اون قضیه ای توهم زدی نمیدونم چیکار کنم دیگه
با آرامش وارد شوید! اگه آدم عنق و بیظرفیتی هستید، روی من ریپلای نکنید. صبر و حوصلهم رو دادم اجاره، اونم بدون پول پیش. اگه دنبال تخلیه انرژی منفی هستید، یه سایت بوکس باز کنید، اینجا رینگ اعصاب نیست. ممنون که درک میکنید
همش دارم به این فکر میکنم چطور میتونم دخترمو بفرستم مهدکودک یا مدرسه یا هرجایی که تنها باشه....
شما با این تروما اصلا نباید بچه دار می شدی چون هنوز مساله برای خودت حل نشده ...وقتی هنوز خودت درگیر اون تجربه وحشتناکی نباید بچه دار میشدی یا درمان میشدی قبلش....باید این گذشته از حافظه شما پاک نه ولی کمرنگ تر بشه تا بتونی زندگی کنی
از نظر دستکاری حساس شدی چون خدایی نکرده بچه جیغ وداد میکرد ولی اینکه میگی چسپ،حس ادم دروغ نمیگه ممکن هست که میخاسته به اندامش نگاه کنه واسه لذت یا هرچی از این به بعد نسپاربهش
ای محبوب من ! چه لذت بخش است نسیم یادتو آن گاه که بر دل های ما می وزد. چه شوق آفرین است نگاه عاشقانه تو. چه شیرین و آزادی بخش است زندگی در کنار تو و زیر سایه لطف و رحمتت. چه سکر آور است جام های محبت تو که از چشمه های عشق نوشیدهمی شود. چه سخت و جگر سوز است آتش هجران و فراق تو . چه جان پرور است خنکای نسیم وصال تو. ای مهربان ترین مهربانان عالم .
همش دارم به این فکر میکنم چطور میتونم دخترمو بفرستم مهدکودک یا مدرسه یا هرجایی که تنها باشه....
قربونت برم نگاه منم یک داداش دارم ۵ ساله بوده میره مهد کودک یک زن سن بالا به داداشم تجاوز می کنه خب زنه به داداشم داداشم نابود میشه ولی عزیزم نترس همه که بد نیستن خوش بین باش به همه عالی قدیم می گفتن ریلکس بدتر فکرتو درگیر می کنی عزیزم همه آدم خوبین خوش بین باش آفرین به همه