خونه مامانمینا جمع بودیم ۳تا از خواهرام با شوهرشون و بچه هامون
دخترم سه ماهشه ، دست خواهرام داشت میچرخید
شروع کرد نق نق کردن ،دیگه بچمو آوردن دادن دسته خودم(فکر کنید بابام شوهرم دوتا از شوهر خواهرام ،پسر خواهرم که ۱۸ساله و ۱۵ساله هستن همه نگاشون به من بود که بچه رو آروم کنم)
دخترمو که گرفتم به زبون بچه گونه شروع کردم به حرف زدن باهاش و قربون صدقه رفتنش
گفتم
جیگله من خوشگله من توپوله من شوپوله من تو توله من دودوله من
واییی یه لحظه خونه ساکت شد بعد رفت تو هوا،خیلی خجالت کشیدم جلو آقایون ،بعد هر دفه که من بچمو بغل میکردم،بهم میگفتن ،هووووی مراقب حرف زدنت باش
شما هم تو خانوادتون آینده نامرد وجود داره😂😂