دوستان پدرشوهرم واسه گرفتن طلاقم
به هر دری زد...
هر راهی رو امتحان کرد...
منو بارها به دادگاه های متعدد کشوندن
بار آخر شوهرم رفت ماشینی که یه زمانی پدرش براش خرید، سندشو زد بنام خواهرش(خواهرش مجرده و با پدر ومادرش زندگی میکنه)
و پدرشوهرم با آب و تاب، این موضوع رو برای عموم تعریف میکرد
که عموم بیاد به ما بگه قضه رو
منم ازاون موقع باهاشون قهر و قطع ارتباطم
هرکی از خانواده شون مرد هم مراسمش نرفتم
خلاصه از اون روزا 2،3 سال میگذره
و حالا پدرشوهرم 7،8ماهه سند تمام اموالشو داد دست شوهرم که من براش نگه دارم
گاهی میگم توطئه ست
چرا نداده دست دختراش
که داده دست من
(البته اینم بگم ما سالهای اول ازدواجمون، رابطه م با پدرشوهرم خیــــــــلی خوب بود و پدرشوهرم همیشه پول هاشو و چک وسفته هاشو میداد من نگه دارم براش
و دخترش خیلی بهش برمیخورد و اعتراض میکرد که چرا تا من تو خونه هستم میدی عروس برات نگه داره)