بجه ها حس میکنم اعتماد به نفسم خیلی پایینه ما از بچگی چون از فامیل دور بودیم رفت و آمد نداشتیم برعکس خانواده شوهرم خیلی با فامیل در ارتباطن هر دفعه میریم خونشون یکی اونجاست به دخترای فامیلشون خیلی حساس شدم خیلی راحت برخورد میکنن دخترٍ دختر عمش دانشجوئه راحت یه تاپ تنگ پوشیده بود همه چیش پیدا بود با برادرشوهرم رفتن بیرون من بدم میاد اینجوری بابام خیلی رو پوشش ما حساس بود کلا هر وقت دخترای فامیلشونو میبینم دعوامون میشه یا روبوسی میکنن حس میکنم از اونا خوشش میاد حالا من از نظر ظاهری و خیلی خیلی از شوهرم سرترم همه بهم میگن حتی من ارشد دارم اون دیپلمشم نگرفته شاغلم ولی خب خیلی از دختراشونم خوشگلن چندشب پیش بش گفتم چرا جلو شماها اینجوری میپوشه ازش دفاع کرد به شوخی میگه نامزد داداشمه یا باهاش روبوسی میکنه دخترخالش هم همینطور یه دختردایی هم داره روز آزمایشمون خونشون بود با هم عکس گرفته بودن بعد من تو گوشیش دیدم بماند که همونجا میخواستم بهم بزنم گریه کرد الان ناراحت بشم مهم نیست اصلا با من حرف نمیزنه خداروشکر همکار خانم نداره ولی خیلی با دخترای فامیل جورن حس میکنم از اونا خوشش میاد اصلا اعتماد به نفس ندارم کلا خیلی خانواده راحتین شاید من از نظرشون امل باشم تو رو خدا بگین چیکار کنم برام مهم نباشه
عزیزم شوهرت با اینکه این خانما تو فامیلشون بوده شمارو انتخاب کرده.یعنی این مدلی دوست داره.شمام حساس نباش بالاخره فرهنگ هر فامیلی فرق میکنه.حساسیت نشون نده ولی یه شوهرت بگو خودم اینجور نیستم دوست ندارم شمام اینجور باشی.منم مثل شما بودم یه رفتارایی رو ندیده بودم تو خانوادم یکمشو باهاش کنار اومدم یکمشم به شوهرم گفتم اون رعایت کرد.ولی یه چیز اینکه از لحاظ ظاهری شیک باش همیشه حتی با حجاب.
پس وقتی نسبت به شوهر خواهرت عکس العمل نشون داد این یعنی شخصیت و سبک زندگیه اصیله تورو دوست داره و دخترای فامیل واسش بی اهمیتن ولی از طرفی وقتی میان جلو نمیشه پس بزنه یا پوشش اونا دست خودشونه پس از حساسیتت کم کن ولی دست برندار ، به مرور زمان شوهرت میتونه از این شدت نزدیکی با نامحرمای فامیل کم کنه بهش وقت بده