میشه درد دل کنم بی اینکه بهم بگید خب نرو سرکار؟چون واقعا الان شرایطش رو ندارم حداقل تا یکی دوماه
ده سال تو این شرکت کار کردم از روز اول تاسیس اینجا بودم دست تنها همه کاری کردم همه زحمتی کشیدم شرکت با دو نفر کارمند شروع کرده کارشو که یکیش من بودن الان رسیده به بیست و پنج نفر همه رو راه انداختم با خوب و بدش کنار اومدم به همه سازی رقصیدن چون کارم رو دوست داشتم
ولی مدیرمون دیگه چون سرش شلوغ شده و کارمندان زیاد شدن مثل قبل نیس خیلی داره اذیت میکنه همش گیر الکی ایراد الکی بهانه الکی
خسته شدم الان شرایطم جوریه که باید برم سرکار چندماه دیگه عروسیمه کلی بخاطر جهیزیه ام بدهی دارم حداقلش تا سال دیگه آخه تمام جهیزیه رو خودم خریدم از طرفی با شوهرم همکارم اونجا باهم میریم و میایم راحتیم پیش هم هستیم از یه طرف دیگه واقعا نمیتونم تحمل کنم نمبدونم چیکار کنم واقعا دیگه کشش ندارم خسته شدم از دست ایراداش