اصلا دو ماهم نبینمش دلم تنگ نمیشه
اینگار بود ونبودش برام مهم نیست
نباید اینجوری میشد
ولی خودش منو اینجوری کرد
خودش اینجوری خواست
اصلا دلم نمیخاد برم پیش مشاور
نمیخام مشاور کاری کنه که دوسش داشته باشم
میترسم دوباره عاشقش بشم
بعد دوباره اون شروع کنه به بی توجهی
چون خیلی اذیت شدم تا به این حس بی توجهی رسیدم،الان آزادم و راحت
دیگه گریه نمیکنم