من متولد یه ماهی از ۸۱ هستم)نیمه دوم هستم(
همون ۲۳،۲۴ سالمه دیپلمه ام بدلیل افسردگی شدید با قد ۱۸۶ ، ۶۰کیلو هستم ...
اوضاع مالی جوری نیست که خونه بیشتر از نهار بشه چیزی خورد و واقعا واسه قد من هیچی نمیکنه منم از بس لاغریم و قدم مسخره هست و چندسال اضطراب احتماعی دارم و قدرت بیان ندارم نمیتونم برم سرکار 🥲🥲🥲
داداشمم سنش کمه و کارای خونه به عهده من میذارن کارای خونه خیلی کم هستن مثل ظرف و جارو ...
اما خب من دوس نداشتم اینجوری بشه دوس نداشتم هی بگن چرا داداشتو نمیخوابونی و فحش بدن!
دوس ندارم بگن چرا داداشت کم غذا خورد آخه پس زندگی من چی؟
من کجام؟
من چی ام؟
میخوام چاق شم خانوادم میگن برو رستوران کار کن اونجا بهت غذا بدن اینجا بیشتر از این نداریم اما جدا از لاغری من صدا و نوع حرف زدنم مسخرست نمیتونم خوب بعضی از حروف بیان کنم🥲
الان مطمئنم چون داداشمو بعد از ظهر نخوابوندم میان بهم فحش میدن و میگن همش سرت تو گوشیه اما واقعا اینجوری نبود خستم از این زندگی و جواب دادن سوالات..
عمم اومده به فامیلای مادریم گفته همون بهتر که با مامانش داره زندگی میکنه معلوم نیست آبروی منو چجوری برده🥲🥲🥲آخه چرا منی که ۲۴ سالمه باید واسه همه چیم جواب پس بدم ای کاش درس ادامه میدادم یه کاره ای میشدم هوف بخاطر قدم از زندگی افتادم همش خودمو تو خونه حبس کردم همین شد آخرش که مسخره خاصو عام بشم