قبلش بگم ک خیلی طولانیه پس مرسی ک میخونی🥹😍نزدیک دو ماهه ک تو رابطم
قرار اول رفتیم رستوران و ی چی بهم نشون داددگفت ازین فروشگاها هستن ک جنس دست دوم خیلی نورو قیمت پایین میفروشن اونم ارجینال ازوجا برات ی چیز شیک ارجینال میخرم برات. قرار دوم شد چن ردز بعده ولن تاین رفتم و دیدم اون دور نشسته تا منو دید لبخند زدو از جاش بلند نشد تا من خودمو بهش برسونم یا خودشو بیاره سمتممممممم تا دیدم دستش خالیه و چیزی نخریدی راستیتش ناراحت شدم شب قبلش براش غذا پخته بودم..
بهش گفتم راستی برات ی چی پختم تا خواستم از کیفم در بیارم گفت نه نه نیار تازه مسواک زدم دهنم تلخه من گفتم ینی دست پخت منو نمیخوای بخوری؟؟ گفت اته اول صبحه صبحونه خوردم سیرم.. من جیزی نکفتمو کادو ولنتاین ک براش خریده بودمو دادم بهش اونم موذب شدو نمیدونستم چیکار کنه و توشو نگا کرد حتی در نیاورد ی بو کنه ببینه خوبه یا نه گفت مرسی دستت درد نکنه.. بعد گفت من برات چیزی نخریدم اصلا نشد یهو هلهلکی شد من خندیدم گفتم من چطور خریدم ک گفت تو از قبل خریدی گفتم ینی تو از قبل نمیتونستی؟؟ یهو دیدم از جیبش ی شیشه عطر در اورد گفت اینو خریدم نگاش کردم دیدم هم مردونس هم استفاده شده گفتم این واسه خودته داری ب من میدی؟؟ گفت اشکال تداره ادم وسایل مورد علاقه خودشو ب عشقش بده خیلی ارزش داره ک من ی نگا کردم بهشو چیزی نگفتم و عطرو گذاشتم کنار گفتم نمیخوام اونم گذاشت تو جیبش گفت الان جرا اینطوری میکنی؟؟ گفتم نگا کن تو این نیم ساعت چنبار ر ی د ی به احساساتم گعت بخدا من هیچی بلد نیستم هیچی از رابطه نمیدونم ترو خدا فرصت بده بهم تو این مدت ک داشتم ب بدبختیام فکر میکردم ک چرا کسی پیدا نمیشع منو سوپرایز کنه برام کادو بخره ردز تولدم منو ببره بیرون کیک بخره کادو بده منو ببره خرید، سوپر مارکتی چیزی یا داره میاد ی بیسکوعیتی پاستیلی شیرینی کوفتی زهرماری ک یهو اشکم در اومدو زدم زیر گریه تو لین مدت ک گریه میکردم ی تکون نداد ب خودش ی دست نکشید ب سرم با انگشت بی صاحابش نتونست اشکمو پاک کنه بهش گفتم نمیخوای کاری کنی؟ ی دستمالی دستم بدی؟؟ منو نوازش کتی؟؟ بگی گریه نکن؟؟؟ گفت ک من شرمندم خودت میدونی من چون رابطع زیاد نداشتم اصلا بلد نیستم نمیدونم چیکار کنم چون بخاطر کارهای من گریه میکنی من خجالتم میاد دلداریت بدم.. از جیبش عطرو در اوردو محکم زد زمین هزار تیکه شد گفت بیا ببین من پسر خصیصی نیستم. خولستم بلند شم ک برم حلومو گرفت و گفت خواهش میکنم ی فرصت بده ثابت کنم خودمو. منو ناهار برو رستوران رفتم خونه دیدم پیامک داد تشکر کرد از کادو ها و عدر خواهی کرد بابت رفتارش و از هنه مهم تر بابت رد کردن غذایی ک براش پخته بودم. منم گفتم اشکالی نداره با انبوهی از دلخوری
چن ردز گذشت داشتیم چت میکردیم وسط چت استیکز گربه دادم ک داره تعجب میکنه اونم ریپ زد نوشت ک من وقتی فاکتور اون ردز تو رستورانو دیدم دوتا وماست رو زده بود160تومن بعد ایموجی خنده داد.(((((البته بگم بچه ها اون ردز ادل ک منو برد رستوران فرداییش ب حالت خنده گفت اینا چقد زرنگن ی تدشابرو زدن45تومن چ خبره بعد گفت ک فک کردن خیلی زرنگنو خندید و این حرفشو تقریبا میتونم بگم الانم ب زبون میاره))))
منم گفتم خب مشکلی داری میتونیم دیگه نریم اونم گف بابا شوخی میکنم من واست یک میلیاردم خرج کنم چیزیم نمیشه من ولی دیکه ادامه ندادمو گفتم باشه
دیشب قرار بود از، سره کار ساعت5بیاد دیدم تا ساعت10شب خبری ازش نشد زنگ زدم جواب نداد دیدم پیام داده ک بیمارستانم تو محل کار حالم بهم خورد الانم دارم میرم خونه... منی ک انقد از دست کاراش و نا بلد نبودن عاصی شده بودم یهو با عصبانیت گفتم چرا بهم نگفتی؟؟ میرونی چقد نگرانت شدم اونم گفت تو این حال بدم چطوری میگفتم منم گفتم والا مهمون اومده بود برات ی پیام دادم بعت سه ساعت بعد جوایمو دادیو گفتی مهمون داشتم نتونستم خبر بدم ی خبر دادن مکه چقد طول میکشه
بعد یکم غر زدیم ب هم و اونم سرکوفت زد ک یاده ی سریال افتادم ی پسره تا میفهمه دوس دخترش سرطات داره میره باهاش ازدواج میکنه و تا کنارش باشه همیشه بعد تو ب حای اینکه چیشم باسی شاکی هستی ک جرا نگفتی.. جواب ندادمو خوابیدم
من میگم این بلد رابطه نیست.. بلد نیست هدیه بگیره ناز بده قربون صدفه بره... خیلی ببخشبد بی ادبی میکنمااا شرمنده.. چطور انقد راحب رابطه ج ن س ی انقد خوب بلده ک مبگه ازدواج کردیم بلدم چطوری راضیت کنم یا مثلا تحریک کردن تو جت رو بلده ولی اینا رو نه
شما ب این حور پسر جی میکین؟؟ چیکار میکتین باهاش؟؟ کی تقصیر داره؟