آبجی جان سنم ۳۱ هستین جاری کوچیکم فقط به لج من زود حامله شد..
یبار خیلی دلم شکست نشستم گ یه کردم گفتم خدایا من که مریص بودم...مطلقه بودم...خانواده شوهرم همینجوری ازم متنفر بودن(می خداستن طلاقم بدن و الان هم دنبال بهانن...حتی جواب سلام من و نمیدادن چون مریص بودم... به پاشون افتادم تا طلاقم ندن...) گفتم خدایا اگر این جاریم به لج من این کارو کرده خودت جوابش و بدأ...باورت نمیشه شب مریص شد برده بودنش بیمارستان
..الان هم دکتر الفتن بدنش ضعیفه
آبجی من راضی ام بمیرم طع تلخ طلاق و دوباره نچشم
راستی برای بچت صبح ک بیدار میشی سوره حجرات و بخون واسه حفظ و سلامتی جنین فوق العاده هس و نمیزاره اتفاقی واسه بچت بیفته
فقط با قرآن و خدا مطمئن باش انشالله سالم به دنیا میاریش