از وقتی ازدواج کردیم هیچ تمایلی به مسافرت نداره و اصلا با دیگران رفت و آمد نمیکنه در عوض انگار تحمل خودشو و منو نداره و مدام باید تو خیابون ها با ماشین دور بزنه تا نترکه از تنهایی..مثل بچه های لوس تا یه چیزی میشه از خونه قهر میکنه و میره ساعت ها نمیاد ..انگار دلش میخواد من همش خونه پدرم باشم ..اصلا خونه پدرم یا دیگران نمیاد..میگه فقط کارم ولی بهانست انگار ترس و اعتماد به نفس پایینی داره ..موقع دعوا تمایل داره زنگ بزنه به دیگران و خشم های احمقانه و آبروریزی و پخش اطلاعات و حریم خصوصیمون رو داره و همیشه دنبال جور کردن سند و مدرکه ار من و تهدید کردن ..کلا بدبینه نسیت به همه چیز ..ازش متنفرم دعا کنید زودتر طلاق بگیرم دارم افسردگی شدید میگیرم