داییم و زنداییم امروز امدن برای مامانم عیدی اوردن بعد سرزده امدن من مامانم خونه نبود هول شدم یه شلوار زرشوی و تیشرت کرم تنم بود از هولم رفتم لباس عوض کنم در باز نکردم چندبار زنگ زدن از این طرف خواهر زادم بچه اس رفت در و باز کرد امدن منم عرق کرده بودم از استرس امدم سلام دادم رفتم فوری چایی درس کردم ولی الان خیلی ناراحتم صدرصد مسخرم می کنند می گن پشت در موندیم