2821
2789
عنوان

شوهرم

382 بازدید | 27 پست

امروز مامانشو برده دکتر بعد به من نمیگه کجا میخواد بره گفتم چند میای ناهار میگه معلوم نیس بعد که رفت ۲ساعت نیومد پیام دادم چند میای ناهار جواب نمیده بعد زنگ زدم میگم کجایی تازه میگه تو ناهارتو بخورم مامانمو آوردم دکتر،من اصلا ناراحت نمیشم مادرشو ببره دکتر تا حالا هم نشده غر بزنم،من موندم چرا نمیگه یا اصلا نمیخوادم بگه حداقل پیام بده منتظرم نباش کارم طول میکشه،مادرشم چون میدونه به من نمیگه هر دفعه منو میبینه با طعنه میگه پسرم منو برده بود دکتر منم یه بار گفتم خب باید ببره مادرشید،برای خونه غذا میگیره واسه مادرشم میگیره بعد به من نمیگه مادرش منو میبینه به روم میاره،اگه بخوام بگم خیلی زیاده،شوهرم بددهنه بد غذاس،خیلی به حرف خانوادشه،بچه دار نمیشیم،خواهرشوهرم خیلی اذیت میکنه،یدفعه مادرشوهرم خونه ما بود من ز زدم شوهرم گوشی رو جواب نداد مادرش گفت بذار من زنگ بزنم که شوهرم جواب داد واااای اگر میدیدید این زن چقد خوشحال شد،خیلی داستانای دیگه دارم به نظر شما جدایی واسه چنین زندگی بهتر نیست؟شغلشم جوریه بیشتر وقتا خونس وقتی خونس حالم بده میره بیرون قشنگ نفس میکشم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ای بابا یعنی قشنگ ۹۰ درصد زنا دارن به زور زندگی میکنن 

همه به یه نحوی می‌خوان جدا بشن از تاپیک های همین جا معلومه

آخه جدا بشید بعد معلوم نیس شوهر بعدی از این بهتر باشه یا نه 

بترسونش ببین درست میشه

من مشکلی ندارم با مادرش اوکی باشه ولی میگی بددهنه خب خوب نیس

ای بابا یعنی قشنگ ۹۰ درصد زنا دارن به زور زندگی میکنن همه به یه نحوی می‌خوان جدا بشن از تاپیک های هم ...

شوهر میخوام چکار،آره منم مشکلی با مادرش ندارم دیگه عادت کردم به دخالتا و زخم زبوناش،واقعیت اینه مادرو خواهرش زندگی مارو به اینجا رسوندن،میدونی چیه دلم میخواد پرتش کنم بغل خواهر مادرش

چرا نمیخوای مگه جونییت نرفته تو اون خونه چرا دست خالی برگردی

از اینا نمیشه مهریه گرفت،بیچاره زنداییش خواست مهریه بگیره داییاش با ماشین زدن به بابای زنداییش بیچاره فلج شد گوشه خونه افتاد ثابتم نتونستن کنن،بعدشم نمیدونم درکم میکنی یا نه به قدری ازشون بیزارم که حتی حقمم نمیخوام

امیدت به این زندگی؟

خوبی داره؟؟؟

دردی‌که‌انسان‌را‌به‌سکوت‌وامیدارد،بسیارسنگین‌تراز دردیست‌که‌انسان‌رابه‌فریادوامیدارد...انسان‌ها‌به فریادهم‌میرسند،نه‌‌به‌سکوت‌هم...!
باید برگردم پیش خانوادم که اونام همش میگن بیا،چون خیلی سختی کشیدم،البته برگردمم میخوام برم سرکار


خب بردار برو دختر.مگه از جونت سیر شدی که تو این زندگی بمونی؟

و نور بر تاریکی پیروز است...🦁☀️

وقتاییکه مادرشوهرت میگه مثلا پسرم اینکارد کرده اونکارو کرده الکی بگو میدونم درجریان گذاشته منو تا دهنشو ببنده

نمیدونم کجایِ دنیا و با چه حالی هستی که اینو میخونی، اما یادت نره: غم همیشه انقد پر رنگ نمیمونه
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز