2777
2789
عنوان

پرده بک ت

| مشاهده متن کامل بحث + 422 بازدید | 38 پست
بعد از چند سالی که گذشت به همه گفتم هیچ خونریزی نداشتم بدون ترس از کسی. کی روش می شد به بچه تهمت بزن ...


شوهرتون قابل تحسین هس 

پایدار باشید 



چند سالگی مورد تجاوز قرار گرفتین ؟


چقد دوران سختی گذرونیدد 

 عشــــAــــق🔗♥️

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

شوهرتون قابل تحسین هس پایدار باشید چند سالگی مورد تجاوز قرار گرفتین ؟چقد دوران سختی گذرونیدد

پنج سالگی یادمه دلم درد می کرد و پدر و مادرم نبود بعد اون از خدا بی خبر به بهانه ی اینکه بیا دلتو ببینم دستمالیم کرد و تمام دوران کودکیم در حال فرار ازش بودم تا اینکه ازدواج کردم و چون طرف آشنا درجه یک بود سریع با شوهرم در میون گذاشتم 

آخه یک بار که من خونه بودم و اون طرف اومده بود خونمون شوهرم ما رو باهم تنها گذاشت و بعد رفتن شوهرم خنده های وحشناکش رو شروع کرد ،زشت ترین لبخند هایی که از بچگی می دیدیم منم سریع فرار کردم کوچه و بس خسته بودم همون تصمیم گرفتم به شوهرم بگم تا مواظبم باشه 

بعد که به شوهرم گفتم جا خورد حتی الانم تنها ببینمش بدنم می لرزه 

پنج سالگی یادمه دلم درد می کرد و پدر و مادرم نبود بعد اون از خدا بی خبر به بهانه ی اینکه بیا دلتو بب ...

بعد از من خواهر کوچیکم و دختر داداشم همین بلا رو سرشون آورده بود تا اینکه زن داداشم رفت دعوا در خونشون ابروشو برد 

دختر داداشم اولین بچه ای بود جرعت کرد به زبون بیاره و ما زخم خورده ها تاییدش کردیم و ابروش رفت الانم به دخترم گفتم اون آدم نیست هرجا خواست سوار ماشینت کنه نشی ،خیلی سفارشش رو کردم آخه میگن گریه می کرده دست خودم نیست من نمی دونم چیکار کنم بی ناموس کثافت

الهی بگردممممم😥😥😥😥😥😥😥

خدا نکنه گلم ،اگه یه روزی بچه دار شدی قدر چشاتو مواظبش باش ،نمی دونی تا متوجه می شد پدرو مادرم رفتن سر کار می اومد خونمون من تا مامانم اینا می رفتن دررو قفل می کردم وقتی می اومد می دید در قفل این قدر می زد به در از پنجره حیاط نگاهمون می کرد می خندید من و خواهر بزرگم مثل مرغ سر گنده دور خونه می چرخیدیم از ترس 

یک بار که داشتیم بازی می کردیم اومد خونمون من فرار کردم خواهرم موند نتونست فرار کنه هنوز صدای فریاد های خواهرم توی گوشمه ....وقتی رفت گفتم چی شد گفت ازم خواسته اونجاشو بخورم براش منم این قدر داد زدم که رفت ...

من و همه خواهرم بجز کوچک ترین خواهرم ضربه خوردیم 

خدا نکنه گلم ،اگه یه روزی بچه دار شدی قدر چشاتو مواظبش باش ،نمی دونی تا متوجه می شد پدرو مادرم رفتن ...


چشم 🥲♥️


خدااا لعنتشششش کنه 

فقط از خدا میخوام کارماشو خودش پس بده ن دخترش 

خیلی تجربه تلخ و سختی داشتی 


 وایییییی چرا به مادرت نمیگفتی ؟

😓😓😓😓 

چند سالتون بود ؟

 عشــــAــــق🔗♥️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108