بعد از چند سالی که گذشت به همه گفتم هیچ خونریزی نداشتم بدون ترس از کسی. کی روش می شد به بچه تهمت بزنه
بعد دیدیم یکی از خواهرشوهرای بزرگم که سن مادرمو داره گفت منم مثل تو بودم ولی اون زمان برای ما پشت در منتظر بودن مال منم هیچ خونریزی نبود ،شوهرم رفت دعوا شون کرد گفت برین این موضوع به خودم مربوطه نه بقیه
تازه من بچگی مورد تجاوز قرار گرفتم به شوهرم گفتم و درجریان بود و با این موضوع کنار اومد برام افسوس خورد ولی در حد دخول نبود بازم شک نکرد تهمت بزنه بهم
کی می دونه بین زن و شوهر چه چیزهایی بوده یه عده خر و گاو این طوری ان